بنیاد صدر «من ممكن است نتوانم این تاریكی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی كوچك، فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می‌دهم و كسی كه دنبال نور است، این نور هر چقدر كوچك باشد، در قلب او بزرگ خواهد بود». وای به حال جامعه ای که ممتازین آن بی درد باشند. tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com 2019-09-22T18:45:25+01:00 mihanblog.com او را حمایت علمی کنید ... 2016-02-14T08:24:42+01:00 2016-02-14T08:24:42+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1793 خاک پای خوبان زهرای 7 ساله ... خنده هایش زیبا بود و به دل مینشست...دو دست و دو پا نداشت ...از جنوب کرماناز مادرش پرسیدم چه خدمتی برای زهرای نازنین قصه ما از ما برمی آید ...تاملی کرد و گفت : او را حمایت علمی کنید چون خیلی به درس علاقه دارد...در جواب سوالم كه آیا خواندن بلدی؟ زهرا خانم با لبخند سری به نشانه تایید تكان داد ...زهرا را تنها نگذاریم ... زهرای 7 ساله ... خنده هایش زیبا بود و به دل مینشست...

دو دست و دو پا نداشت ...از جنوب کرمان

از مادرش پرسیدم چه خدمتی برای زهرای نازنین قصه ما از ما برمی آید ...

تاملی کرد و گفت : او را حمایت علمی کنید چون خیلی به درس علاقه دارد...

در جواب سوالم كه آیا خواندن بلدی؟ زهرا خانم با لبخند سری به نشانه تایید تكان داد ...

زهرا را تنها نگذاریم ...

]]>
باز هم مهربانی ... این بار از کسی که کسی فکرش را نمیکرد ... 2016-02-13T20:17:41+01:00 2016-02-13T20:17:41+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1792 خاک پای خوبان ظاهرش اصلا نشان نمیداد ... آرام در صندلی خود نشسته بود...یکی از مسافران نوزادش خیلی بی تابی میکرد.هرچقدر تلاش کرد نتوانست آرامش کند.همه مسافران کلافه شده بودند ....نوزاد را از آن مسافر گرفت و بغل کرد و شروع کرد به آرام کردن نوزاد.نوزاد در بغلش آرام گرفت و تا پایان مسافرت صبورانه به نوزاد رسیدگی میکرد.همه مسافران هم آرام شده بودند و شاید در فکر و هزاران بار پشیمان از قضاوتشان ... ظاهرش اصلا نشان نمیداد ... آرام در صندلی خود نشسته بود...

یکی از مسافران نوزادش خیلی بی تابی میکرد.هرچقدر تلاش کرد نتوانست آرامش کند.

همه مسافران کلافه شده بودند ....

نوزاد را از آن مسافر گرفت و بغل کرد و شروع کرد به آرام کردن نوزاد.

نوزاد در بغلش آرام گرفت و تا پایان مسافرت صبورانه به نوزاد رسیدگی میکرد.

همه مسافران هم آرام شده بودند و شاید در فکر و هزاران بار پشیمان از قضاوتشان ...
]]>
مهربانی همه جا هست ... 2016-02-05T04:19:37+01:00 2016-02-05T04:19:37+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1790 خاک پای خوبان دیروز خواهرزاده کوچکم محمدجواد را برای واکسن به درمانگاه بردیم.زمان کاری تقریبا تمام شده بود.ما دیر رسیدیم ...چند پرستار به پژو 206 اشاره کردند که مسئول تزریقات ایشان هستند ...به محض دیدن ما و درخواستمان مبنی بر واکسن زدن به نوزاد بی هیچ منتی ماشین را کنار زد و پیاده شد.یکی از پرستاران نیز فوری دفتر را باز کرد و پرونده محمدجواد را مهر و امضاء کرد.هر چند شاید در ظاهر یک واکسن زده شد اما یک دنیا مهربانی در ذهن من نقش بست.الحمدلله رب العالمین ... دیروز خواهرزاده کوچکم محمدجواد را برای واکسن به درمانگاه بردیم.

زمان کاری تقریبا تمام شده بود.

ما دیر رسیدیم ...

چند پرستار به پژو 206 اشاره کردند که مسئول تزریقات ایشان هستند ...

به محض دیدن ما و درخواستمان مبنی بر واکسن زدن به نوزاد بی هیچ منتی ماشین را کنار زد و پیاده شد.

یکی از پرستاران نیز فوری دفتر را باز کرد و پرونده محمدجواد را مهر و امضاء کرد.

هر چند شاید در ظاهر یک واکسن زده شد اما یک دنیا مهربانی در ذهن من نقش بست.

الحمدلله رب العالمین ...
]]>
این پیام خودش از هزاران کمک باارزش تر است .... 2015-12-31T07:51:11+01:00 2015-12-31T07:51:11+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1788 خاک پای خوبان این پیام را یکی از خوانندگان وبلاگ در وبلاگ قرار داده ...سلام,من یه بنده خدایی هستم که خیلی خیلی دلم می خواد به نیازمندا کمک کنم از نظر مالی توانایی ندارم,اما اگر کار دیگه ای باشه خیلی خوشحال میشم کمک کنم,هر وقت نیازمندی رو میبینم بی اختیار اشکم سرازیر میشه,تورو خدا کمکم کنید ...در برابر این همه خوبی چه میتوان گفت ....؟ این پیام را یکی از خوانندگان وبلاگ در وبلاگ قرار داده ...

سلام,من یه بنده خدایی هستم که خیلی خیلی دلم می خواد به نیازمندا کمک کنم از نظر مالی توانایی ندارم,اما اگر کار دیگه ای باشه خیلی خوشحال میشم کمک کنم,هر وقت نیازمندی رو میبینم بی اختیار اشکم سرازیر میشه,تورو خدا کمکم کنید ...

در برابر این همه خوبی چه میتوان گفت ....؟
]]>
نخواستم در فراخوان بگویم ... 2015-12-27T17:37:23+01:00 2015-12-27T17:37:23+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1787 خاک پای خوبان جلسه ایرانشهر با رئیس محترم علوم پزشکی این شهرستان،جلسه عجیبی بود ...تا بحال اینقدر دکترهای همراه خودم را متعجب ندیده بودم ...آماری که رئیس ارایه میکرد حکایت از هزاران درد در برخی نقاط بود ...نمیدانیم چه بگوییم ...  جلسه ایرانشهر با رئیس محترم علوم پزشکی این شهرستان،جلسه عجیبی بود ...
تا بحال اینقدر دکترهای همراه خودم را متعجب ندیده بودم ...
آماری که رئیس ارایه میکرد حکایت از هزاران درد در برخی نقاط بود ...
نمیدانیم چه بگوییم ... 
]]>
در برابر شوق شما احساس حقارت میکنیم ... 2015-12-23T19:30:54+01:00 2015-12-23T19:30:54+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1786 خاک پای خوبان وقتی که قرار شد تیم های دندان پزشکی بنیاد کمی کارها را تقسیم کنند ... دو دندان پزشک جهادگر، در واکنش به اینکه کرمان یا بلوچستان را انتخاب میکنند این گونه گفتند : ما را به دورترین و محرومترین نقاط اعزام کنید ... در برابر این همه شوق احساس حقارت میکنیم ... الحمدلله رب العالمین . وقتی که قرار شد تیم های دندان پزشکی بنیاد کمی کارها را تقسیم کنند ...
دو دندان پزشک جهادگر، در واکنش به اینکه کرمان یا بلوچستان را انتخاب میکنند این گونه گفتند :
ما را به دورترین و محرومترین نقاط اعزام کنید ...
در برابر این همه شوق احساس حقارت میکنیم ...
الحمدلله رب العالمین .
]]>
مهمان نوازی مردم بلوچ مثل همیشه در ذهن ها ماندگار ... 2015-12-23T19:06:49+01:00 2015-12-23T19:06:49+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1785 خاک پای خوبان اولین سفر به بلوچستان ایران بود ... هزاران فکر و ایده در سر بود ...با هماهنگی برخی از مسئولین ایرانشهر فنوج هدف سفر شد.حدود 3 ساعت را طی کردیم تا به فنوج رسیدیم.خانواده اربابی در فنوج سنگ تمام گذاشتند ...تا بار دیگر خاطرات خوش مهمان نوازی بلوچ ها تکرار شود ...صفتی که ویژگی همه مردم بلوچ است.ممنونیم از همه شما که همیشه مهربانید. اولین سفر به بلوچستان ایران بود ... هزاران فکر و ایده در سر بود ...
با هماهنگی برخی از مسئولین ایرانشهر فنوج هدف سفر شد.
حدود 3 ساعت را طی کردیم تا به فنوج رسیدیم.
خانواده اربابی در فنوج سنگ تمام گذاشتند ...
تا بار دیگر خاطرات خوش مهمان نوازی بلوچ ها تکرار شود ...
صفتی که ویژگی همه مردم بلوچ است.
ممنونیم از همه شما که همیشه مهربانید.
]]>
شاید همه سفر ما برای ... 2015-12-23T18:50:29+01:00 2015-12-23T18:50:29+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1784 خاک پای خوبان در فنوج به همراه دو عزیز دندان پزشک وارد درمانگاه بسته ای شدیم که قرار بود یک یونیت دندان پزشکی و نیز وضعیت درمانگاه را عزیزان ببینند.داخل محوطه بودیم که ناگهان کودکی دو ساله همراه پدرش لنگ لنگان نزدیک شد ...به طرفش رفتیم و چقدر کودک معصوم و مهربان بود ...پایش را دیدیم ...از پدرش پرسیدیم : این بچه را برای درمان برده ای ؟ گفت بله ... اما چون پول میخواستند،نتوانستم عملش کنم.گفتیم پدر جان به امید خدا درمان فرزندتان هماهنگ میشود ...یکی از دندان پزشک ها لبخند زیبایی زد و با همان چهره همیشه مهربانش در فنوج به همراه دو عزیز دندان پزشک وارد درمانگاه بسته ای شدیم که قرار بود یک یونیت دندان پزشکی و نیز وضعیت درمانگاه را عزیزان ببینند.
داخل محوطه بودیم که ناگهان کودکی دو ساله همراه پدرش لنگ لنگان نزدیک شد ...
به طرفش رفتیم و چقدر کودک معصوم و مهربان بود ...
پایش را دیدیم ...
از پدرش پرسیدیم : این بچه را برای درمان برده ای ؟ گفت بله ... اما چون پول میخواستند،نتوانستم عملش کنم.
گفتیم پدر جان به امید خدا درمان فرزندتان هماهنگ میشود ...
یکی از دندان پزشک ها لبخند زیبایی زد و با همان چهره همیشه مهربانش گفت : شاید همه سفر ما برای این کودک بوده است.

شب در جلسه ای در کرمان ... پزشک کرمانی گفت : دو جراح ارتوپد در زاهدان از دوستانش هستند ...
انگار همه عالم مامور شدند برای کودک دو ساله فنوجی ....
]]>
خداوند درهای بسته را میگشاید 2015-12-11T05:40:36+01:00 2015-12-11T05:40:36+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1783 خاک پای خوبان مهدی فیلمی از مهتاب را از منطقه ای محروم فرستاد ... فیلمی که دیدنش دل هر انسانی را به درد می آورد .. مهتاب دختری کوچک و روستایی که متاسفانه مشکل پاهایش ... او روی نوک پاه راه میرفت و امیدوار سخن میگفت از فردایی بهتر ... مهتاب آنجا هوای پدرش را هم داشت که گفت پدرم چون مریض است نمیتواند مرا به دکتر ببرد ... مهتاب که معرفی شد ... یه جراح ارتوپد مهربان نیز از کرمان به ما اضافه شد .... حالا این مهربان قرار است مهتاب فرشته مهربان جنوب را معاینه و به امید خدا تحت درمان قرار دهد ... مهتاب می مهدی فیلمی از مهتاب را از منطقه ای محروم فرستاد ...

فیلمی که دیدنش دل هر انسانی را به درد می آورد ..

مهتاب دختری کوچک و روستایی که متاسفانه مشکل پاهایش ...

او روی نوک پاه راه میرفت و امیدوار سخن میگفت از فردایی بهتر ...

مهتاب آنجا هوای پدرش را هم داشت که گفت پدرم چون مریض است نمیتواند مرا به دکتر ببرد ...

مهتاب که معرفی شد ... یه جراح ارتوپد مهربان نیز از کرمان به ما اضافه شد ....

حالا این مهربان قرار است مهتاب فرشته مهربان جنوب را معاینه و به امید خدا تحت درمان قرار دهد ...

مهتاب میفگت آرزویش این است که پاهایش خوب شود.

 

مهتاب را تنها نگذاریم که اگر نباشد، تاریکی شب همه ما را در غم فرو خواهد برد...

 

]]>
شبیه پیامبر صلوات الله علیه .... 2015-12-10T04:37:15+01:00 2015-12-10T04:37:15+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1782 خاک پای خوبان یادم نمیرود حرف های یک جهادگر را درباره پیامبر صلوات الله علیه ... پیامبر غریب تر از حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها است .... همه ما باید شبیه پیامبر صلوات الله علیه باشیم ... لبخند پیامبر صلوات الله علیه ... ما مانند پیامبر نسبت به همه چیز مسئولیم ... پیامبر باید همیشه .... خدایا همه ما را مشمول دعای پیامبر رحمت و مهربانی قرار بده ... نثار حضرت محمد صلوات الله علیه و امام مجتبی علیه السلام صلواتی بفرستیم ... و چقدر .... یادم نمیرود حرف های یک جهادگر را درباره پیامبر صلوات الله علیه ...

پیامبر غریب تر از حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها است ....
همه ما باید شبیه پیامبر صلوات الله علیه باشیم ...
لبخند پیامبر صلوات الله علیه ...
ما مانند پیامبر نسبت به همه چیز مسئولیم ...
پیامبر باید همیشه ....

خدایا همه ما را مشمول دعای پیامبر رحمت و مهربانی قرار بده ...

نثار حضرت محمد صلوات الله علیه و امام مجتبی علیه السلام صلواتی بفرستیم ...

و چقدر ....
]]>
نکند حادثه تکرار شود .... 2015-12-08T02:16:10+01:00 2015-12-08T02:16:10+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1781 خاک پای خوبان چند روز پیش حادثه بیمارستان خمینی شهر تمام احساس شهر را جریحه دار کرد ... و قلب هر انسانی را به درد آورد ... که کودکی و مادری اینگونه .... اما در دنیای محرومین و محرومیت این گونه اتفاق ها متاسفانه هر روز با اشکال مختلف در نقطه ای تکرار میشود و خیلی از ما نمیبنیم و شاید میبینیم و .... نمیدانم این اتفاق درناک تر است یا اینکه .... مدیری دانش آموزان محرومی را به خاطر شهریه ندادن بالای صف ببرد .... یا مدیر دیگری بچه ها را به کلاس راه ندهد .... یا مدیر دیگری هر روز پدر و مادر محرومی را برای این ق چند روز پیش حادثه بیمارستان خمینی شهر تمام احساس شهر را جریحه دار کرد ... و قلب هر انسانی را به درد آورد ... که کودکی و مادری اینگونه ....
اما در دنیای محرومین و محرومیت این گونه اتفاق ها متاسفانه هر روز با اشکال مختلف در نقطه ای تکرار میشود و خیلی از ما نمیبنیم و شاید میبینیم و ....
نمیدانم این اتفاق درناک تر است یا اینکه ....
مدیری دانش آموزان محرومی را به خاطر شهریه ندادن بالای صف ببرد ....
یا مدیر دیگری بچه ها را به کلاس راه ندهد ....
یا مدیر دیگری هر روز پدر و مادر محرومی را برای این قصه از روستایی دورافتاده به شهر بکشاند ...
یا بچه هایی که بخاطر همین موضوع دیگر به مدرسه نیایند ...
یا بچه هایی که تا ظهر به مدرسه میروند و عصر کار میکنند تا ...
شاید اگر دوربین نیز اینها را به تصویر میکشید ... اکنون شهریه بچه های محروم تحت حمایت بنیاد نیز تامین شده بود.
فراخوانی که این روزها چشم امید خیلی از دانش آموزان به آن است ...
دوستان و هموطنان عزیزم که در هر جای این عالم هستید ... گاهی میتوان جلوی این اتفاقات را خیلی ساده تر گرفت ... 
ما صدای آن کودکان و محرومیتشان را تنها در قالب یک فراخوان منتشر کردیم تا مبادا کرامتشان و عزتشان زیر سوال برود.
ای که از دستت میرسد کاری بکن .... پیش از آنی که .....

این نوشته توضیحی بر فراخوان 367 بنیاد امام موسی صدر است برای تامین شهریه 110 دانش آموز محروم که در مناطق محروم در مدارس نمونه و تیزهوشان قبول شده و تحصیل میکنند، تا همه بدانیم پشت یک فراخوان شاید هزاران درد نهفته باشد و ما بی خبریم و گاهی ساده از کنار آن میگذریم و بعد که شرمندگی یک بچه و خانواده اش را میبینیم احساساتمان جریحه دار میشود ...

]]>
خاطرات تلخ و .... میلاد هم رفت ... 2015-12-06T02:11:45+01:00 2015-12-06T02:11:45+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1780 خاک پای خوبان یک سال پش بود که خبر مبتلا شدن میلاد به سرطان را منتشر کردیم ... میلاد دانش آموزی بسیار دوست داشتنی از رودبار جنوب ... بسیار مستعد و نخبه و باهوش ... از مدرسه نمونه دولتی در مقطع متوسطه دور اول. میلاد را یک بار دیدیم ... در خانه شان ... هنوز چهره معصومش در ذهنمان نقش بسته است ... سرطان استخوان ... میگویند بدترین نوع سرطان است .... شرایطمان محدود بود و از میلاد حمایت کوچکی به لطف خدا و حمایت خیرین بزرگوار انجام دادیم ... خبر دادند که میلاد خوب شده است ... آن روزها چه خبر خوشحال کن یک سال پش بود که خبر مبتلا شدن میلاد به سرطان را منتشر کردیم ...

میلاد دانش آموزی بسیار دوست داشتنی از رودبار جنوب ... بسیار مستعد و نخبه و باهوش ... از مدرسه نمونه دولتی در مقطع متوسطه دور اول.

میلاد را یک بار دیدیم ... در خانه شان ... هنوز چهره معصومش در ذهنمان نقش بسته است ...

سرطان استخوان ... میگویند بدترین نوع سرطان است ....

شرایطمان محدود بود و از میلاد حمایت کوچکی به لطف خدا و حمایت خیرین بزرگوار انجام دادیم ...

خبر دادند که میلاد خوب شده است ... آن روزها چه خبر خوشحال کننده ای بود ...

اما انگار این بیماری ..... از قسمتی دیگر از بدن میلاد دوباره شروع میشود ...

این بار ریه ها را درگیر میکند .... چند قسمت دیگر بدن میلاد نیز درگیر میشود ....

نمیتوانم تصور کنم ،بچه ای با آن سن و سال چگونه تاب آورد این همه رنج و درد را ...

پدر میلاد که الحق و الانصاف سنگ تمام گذاشت با پییگری های مدوامش و باید او را تحسین کرد که جانانه مقاومت کرد در همه عرصه ها ...

چند روز پیش بود که خبر دادند میلاد عزیزمان و پاره تنمان دیگر روی زمین نیست و روح پاکش آسمانی شده است ...

میلاد جان ما را ببخش که نتوانستیم برایت مهربانی کنیم .... این روزها میلادها بخصوص در مناطق محروم نیاز به حمایت ویژه ای دارند ...

دیروز حوالی ظهر بود که تلفن زنگ زد ... خانم معلمی از کهنوج .... الهام دانش آموزی که سرطان استخوان پا دارد را دریابید ...

نمیدانم آیا داستان میلاد تکرار میشود ولی ما امیدمان به خداست .... خدایا .....

]]>
معلمی از روستایی محروم ... 2015-12-06T02:07:06+01:00 2015-12-06T02:07:06+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1779 خاک پای خوبان سلام ... من معلمی هستم از روستایی محروم که دانش آموزن بسیار بی بضاعتی دارد ... راستش درخواست حمایت داریم بخصوص از بچه هایی که مشکل پزشکی دارند ...... راستی ما هم در مدرسه یک گروه خیریه داریم ... بعضی معلم ها وقتی مشکلی برای دانش آموزی محرومی پیش میاید،همگی دست به دست هم میدهیم و خلاصه پول ها را روی هم میگذاریم و مشکل آن دانش آموز و خانواده اش را رفع میکنیم ... اینجا ایران است ... سرزمین من .... سرزمین خوبان ... با معلمان مهربان ..... مرحبا بر معلمان سرزمینم ..... سلام ...

من معلمی هستم از روستایی محروم که دانش آموزن بسیار بی بضاعتی دارد ...

راستش درخواست حمایت داریم بخصوص از بچه هایی که مشکل پزشکی دارند ......

راستی ما هم در مدرسه یک گروه خیریه داریم ... بعضی معلم ها وقتی مشکلی برای دانش آموزی محرومی پیش میاید،همگی دست به دست هم میدهیم و خلاصه پول ها را روی هم میگذاریم و مشکل آن دانش آموز و خانواده اش را رفع میکنیم ...

اینجا ایران است ... سرزمین من .... سرزمین خوبان ... با معلمان مهربان ..... مرحبا بر معلمان سرزمینم .....

]]>
مرگ و زندگی ... 2015-12-05T07:14:13+01:00 2015-12-05T07:14:13+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1778 خاک پای خوبان

]]>
امروز احراز شرایط را نفهمیدیم ... 2015-12-05T06:30:42+01:00 2015-12-05T06:30:42+01:00 tag:http://bonyadesadr.mihanblog.com/post/1777 خاک پای خوبان تماس گرفتیم با نهادی که باید از نخبگان حمایت میکرد ... گفتیم دانش آموزی در روستایی دورافتاده در جنوب کرمان موفق به کسب رتبه دو رقمی در کنکور سراسری شده و علیرغم پیگیری هنوز تحت حمایت قرار نگرفته است . آدم خوبی بود ... دوست داشت که پیگیری کند ... اما از یک حرفش به فکر فرو رفتیم ... گفت : شاید شرایط را احراز نکرده باشد. دو رقمی ... در روستایی دورافتاده ... احراز ... شرایط ... اصلا نمیدانیم احراز را درست نوشتیم یا نه ... تماس گرفتیم با نهادی که باید از نخبگان حمایت میکرد ...

گفتیم دانش آموزی در روستایی دورافتاده در جنوب کرمان موفق به کسب رتبه دو رقمی در کنکور سراسری شده و علیرغم پیگیری هنوز تحت حمایت قرار نگرفته است .

آدم خوبی بود ... دوست داشت که پیگیری کند ... اما از یک حرفش به فکر فرو رفتیم ...

گفت : شاید شرایط را احراز نکرده باشد.

دو رقمی ... در روستایی دورافتاده ... احراز ... شرایط ...

اصلا نمیدانیم احراز را درست نوشتیم یا نه ...

]]>